ارزیابی خود جولای 6, 2008
Posted by yekiyedone in 1.trackback
پسر کوچکي وارد داروخانه شد، کارتن جوش شيرني را به سمت تلفن هل داد. بر روي کارتن رفت تا دستش به دکمههاي تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شمارهاي هفت رقمي. مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسيد،" خانم، ميتوانم خواهش کنم کوتاه کردن چمنها را به من بسپاريد؟" زن پاسخ داد، کسي هست که اين کار را برايم انجام ميدهد."پسرک گفت:"خانم، من اين کار را نصف قيمتي که او ميگيرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار اين فرد کاملا راضي است. پسرک بيشتر اصرار کرد و پيشنهاد داد،" خانم، من پيادهرو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو ميکنم، در اين صورت شما زيباترين چمن را در کل شهر خواهيد داشت." مجددا زن پاسخش منفي بود". پسرک در حالي که لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر…از رفتارت خوشم مياد؛ به خاطر اين که روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم کاري بهت بدم. پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو ميسنجيدم، من همون کسي هستم که براي اين خانوم کار ميکنه
پسره حتما ایرانی بوده.